شيعه شناسي |
|
درباره وبلاگ
![]() موضوع وبلاگ شیعه شناسی و فرهنگ شیعه در دنیای اسلام می باشد
منوی اصلی
آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: ترجمه قالب
Powered By BLOGFA.COM |
به مناسب 13 رجب سال روز تولد امام علی بن ابیطالب
اشعار حکیم سنائی غزنوی از کتاب طریق التحقیق بود حیدر در مدینه علم حافظ و خازن خزینة علم[1] جان جود و جهان علم او بود بحر فضل و مکان حلم او بود زو ظفر یافته مسلمانی ملت کفر ازو به نقصانی «اقتلو المشرکین» فرو خوانده به سر تیغ حکم آن رانده شور و شر در دیار کفر افکند شاخ بدعت زبیخ و بن برکند [1] . کلینی، الكافي، 2 / 238 « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَا الْمَدِينَةُ وَ عَلِيٌّ الْبَاب»؛ حرعاملی، وسائلالشيعة، 27/ 208 « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَنَا الْمَدِينَةُ وَ عَلِيٌّ الْبَابُ وَ كَذَبَ مَنْ زَعَمَ أَنَّهُ يَدْخُلُ الْمَدِينَةَ إِلَّا مِنْ قِبَلِ الْبَابِ»؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، 36 /347 « قال رسول الله ص أَنَا الْمَدِينَةُ وَ أَنْتَ بَابُهَا وَ مَا تُؤْتَى الْمَدِينَةُ إِلَّا مِنْ بَابِهَا»؛ حسن بن ابی الحسن دیلمی، أعلامالدين، 113 « قال رسول الله ص أنا المدينة و علي الباب و كذب من زعم أنه يدخل المدينة إلا من قبل الباب و كذب من زعم أنه يحبني و يبغض عليا»؛ عماد الدین طبرسی، شارةالمصطفى، « أنا المدينة و أنت بابها و هل تؤتى المدينة إلا من بابها»؛ سيد شرفالدين حسينى استرآبادى، تأويلالآياتالظاهرة، 189 «أنا المدينة و أنت الباب يا علي أنت أمير المؤمنين»؛ على بن يونس نباطى بياضى، الصراطالمستقيم، 2/ 55 « انا المدينة و أنت الباب أنت أمير المؤمنين ذكرك في التوراة و الإنجيل»؛ شيخ صدوق، فضائلالشيعة، 15 « يا علي أنا المدينة و أنت بابها و هل تؤتى المدينة إلا من بابها»؛ ابوالفضل على بن حسن طبرسى، مشكاةالأنوار، 61 « أنا المدينة و أنت الباب و من أين تؤتى المدينة إلا من بابها» هفتده ربیع تولد مهرگان هستی
طبق روایات شیعه تولد پیامبر اسلام (ص)17 ربیع الاول است طبق روایت اهل سنت 12 ربیع الاول است، تفاوت این دو روایت و تاریخ روایت هیچ فرقی در اصل تولد ایشان ندارد. آنچه مهم و لازم به نظر میرسد پیامبر اسلام متولد شد و با تولد ایشان زمینه بعثت و نبوتت ایشان محقق شد و میلیونها انسان توانستند با تمسک به ایشان سعادتمند گردد. تولید حضرت خاتم (ص) تاثیر فرهنگی خاصی بر تمام جوامع انسانی داشت. البته این تاثیرات فرهنگی محدود به جوامع اسلامی و مسلمین نگشت بلکه موجب شد تا فرهنگ انسانی تعالی یابد و فرهنگ بشر، بشر ستیز نباشد و فرهنگ بشر انسان بپذیر گردد. مهمترین نکته ای که در تولد پیامبر(ص) نهفته است، روز تولد ایشان دربهای حکمت و سعادت باز است چون در چنین روزی منجی و هادی بشر متولد شد تا انسان را از شر و نفاق و دو رویی دور گردانند این چنین روزی روز نیکویی از نگاهی معنوی است و این فرصت فرصت بزرگ و غنیمتی برای همه انسانها است و اولین پیامبر (ص) برای بشریت پیام نیکی و دوستی و آزادگی هست عاشورا و حرف از حقیقت و حقانیت
سلام چندی است که وبلاگ شیعه شناسی را فرصت نکردم به روزکنم.
قبلا بنده حقانیت را امر مطلق میپنداشتم که هر آنچه که شیعه میگوید فقط حق است و غیر شیعه هر چه میگوید هیچ گونه از حقانیتی بهره ای نبرده است ولی حقیت این است که دیگر مذهب اسلامی نیز بهره ای از حقانیت برده اند هر چند تمام کلام انها حق نیست ولی بهره هایی از حقیقت برده است
از آن گذشته هر انچه که شیعه گفته است مسلما حق و حقیقت مطلق هم نیست بلکه شیعه نیز در متون دینی خود و قرائت هایی که از دین و اسلامی داشتند به اشتباه رفته باشد. شیعه کلامش را به ابزار عقل میسنجد هر انچه که میارهای عقلی را دارا بود حق و هر انچه که این میار را دارا نبود حق به نظر نخواهد رسید. این مطلب به عنوان مقدمه است که آینده به ان خواهد برداخت! مسایل ان را بررسی خواهد کرد.
این مطلب را اگر فرصتی بود در مورد رابطه حقیقت با مذهب شیعه خواهد پرداخت.
![]() عاشورا به عنوان یک حقیقت واقع در تاریخ اسلام مضبوط و مثبوت است. این حقیقت حقانیت هم دارد؟
پرسش اصلی حقیقت عاشورا نیست بلکه حقانیت عاشورا است. قیام که امام حسین(ع) مردم و ارامش نسبی که در سطح جامعه اسلامی آن قرن موجود بود به هم زد.
آیا امام حسین (ع) باید قیام میکرد و دست به شمشیر میبرد چرا نیاید مانند امام حسن (ع) صلح نکند؟ چرا مانند امام علی (ع) سکوت ننمود؟ امام حسین قیام کرد چرا حضرت سجاد (ع) سکوت کرد؟ با سکوتش خلافت یزید را تایید کرد؟ و در مقابل تجاوزاتش به مدینه انجام گرفت حرم پیامبر (ص) را خراب کردند و غرق خون نمود. صحابی و مهاجر و انصار و دهها تن قاری قران و حافظ حدیث تابعی و صحابی را شهید نمود و کتاب الهی را پاره نمودند و آتش زند ولی حضرت سجاد (ع) و هیچ موضعی نگرفت در برابر این تجاوزات.
مکه خانه امن الهی و حرم الهی است حرمت حرم الهی را یزید شکست و خانه کعبه را خراب کردند ولی امام سجاد (ع) سکوت کردند و هیچ موضعی نگرفتند!
عاشور هم واقعیت و حقیقت دارد و هم حقانیت یزید که تازه به خلافت رسیده بود حرف اصلی اش این بود که میخواهم با اسلام مبارزه کنم و اسلامی که پیامبر (ص) آورده است خیالی بیش نیست معقتد بود که نه وحی بو د نه پیامبر(ص) بلکه تمام اینها بازیچه بنی هاشم بوده!
امام حسین(ع) وقتی قیام کرد یزید را خلیفه نمی دانست بخاطر اینکه حتی یک اسلام حد اقلی را مانند پدرش معاویه رعایت نمی کرد عملا تیغ را برداشته بود و با اسلام و مبانی اسلامی مبارزه میکرد که تفکر اسلامی که حداقلی که خلفای قبل حفظ میکرد همان را نیز قبول نداشت.
سکوت امام علی(ع) در مقابل خلفای ثلاثه بخاطر این بود که اونها اسلام حد اقلی را داشتند و صحابه بزرگوار پیامبر(ص) نمیگذاشتند که از مسیر اصلی اسلام که همان هدایت و نور بود کمرنگ شود هر چند این سکوت بخاطر عدم یاور و همراه بود.
ادامه دارد
شهادت امام باقر علیه السلام به همه مسلمانان تسلیت
شهادت مظلومانه امام باقر را به شیعیان و پیروان اهل البیت (ع) تسلیت عرض میکنم
شهادت امام باقر علیه السلام به همه مسلمانان تسلیت
شهادت مظلومانه امام باقر را به شیعیان و پیروان اهل البیت (ع) تسلیت عرض میکنم
به مناسبت شهادت مظلومانه امام کاظم علیه السلام
تأثیر علمی امام به مناسب شهادت حضرت زینب(س)
حضرت زینب كبرى علیها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم یا ششم هجرى قمرى در شهر مدینه منوّره متولّد گردیده و جهان را به قدوم خویش مزین فرمودند.
در آن زمان که صدیقه کبری (علیها السلام) به این گوهر دریای عصمت و طهارت باردار بود، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مدینه حضور نداشتند و به سفری رهسپار بودند. هنگامی که وجود مقدس زینب کبری (سلام الله علیها) متولد گشت، صدیقه طاهره (علیها السلام) به امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدینه حضور ندارد، شما این دختر را نام بگذارید. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمی گیرم، صبر نما که به این زودی رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامی که صلاح داند بر این کودک می نهد. هنگامی که سه روز گذشت، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) مراجعت نمود و و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا (علیها سلام ) وارد گشتند.
امام علی (علیه السلام) خدمت آن حضرت عرض کرد: یا رسول الله! خداوند متعال دختری به دخترت عطا فرموده است، نامش را معین فرمایید. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من می باشند، لکن امر ایشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحی میباشم. در این حال جبرییل نازل شد عرض کرد: یا رسول الله! حق تو را سلام می رساند و می فرماید: نام این مولود را " زینب " بگذار، چرا که این را در لوح محفوظ نوشته ایم. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری (علیها سلام) شبیه است. هوش و ذكاوت: صاحب كتاب اساور من ذهب درباره حافظه و ذكاوت آن بانوى بزرگوار چنین می نویسد: در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا صلوات اللّه و سلامه علیها در دفاع از حق امیرالمؤمنین علیهالسّلام و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم ایراد فرمودند، حضرت زینب علیها السلام روایت فرموده است.
و ابن عباس با آن جلالت قدر و علو مرتبه در حدیث و علم، از آن حضرت روایت نموده و از آن حضرت به عقیله تعبیر می كند. چنانچه ابوالفرج اصفهانى در مقاتل می نویسد: ابن عباس خطبه حضرت فاطمه سلام اللّه علیها را از حضرت زینب سلام اللّه علیها روایت كرده و می گوید: حدثتنى عقیلتنا زینب بنت على علیهالسّلام..� دقت كنیم كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فسلفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد. فصاحت و بلاغت: كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد علیهالسّلام در حق ایشان فرمودند: �اَنْتِ بِحَمدِ اللّهِ عالِمَةٌ غَیرَ مُعَلَّمَة وَ فَهِمَةٌ غَیرَ مُفَهَّمَة� یعنى: �اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است�. در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم: �به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى. اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). آل عمران: 169 و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد. حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت. پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند. صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند. او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است. ايثار، فداكاري، وزانت عقل، صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.
كرامات به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم علیهمالسّلام، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل علیه السلام كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند. حضرت زینب سلام اللّه علیها نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است. به عنوان مثال شبلنجى یكى از علماى اهل تسنّن در نورالابصار مى نویسد: �شیخ عبدالرحمن اجهورى مقرى در كتابش مشارق الانوار می گوید: در سال هزار و صد و هفتاد دجار مشكلى بسیار سختى شدم و به روضه (قبر مطهر و نوراین) حضرت زینب علیها السلام متوسل شدم و قصیده اى در مدح آن حضرت سرودم كه مطلع آن چنین بود: آلِ طاها لَكُمْ عَلَینَا الْوِلاءُ لا سِواكُمْ بِما لَكُمْ آلآء و خدا به بركت آن بانوى گرامى مشكل مرا حل كرد.
وفات آن حضرت: حضرت زينب سلام ا... عليها، شيرزن دشت كربلا سرانجام پس از عمري دفاع از طريق حقه ولايت و امامت در 15 رجب سال 63 هجرى قمرى در ضمن سفرى كه به همراه همسر گراميشان عبداللّه بن جعفر به شام رفته بودند، وفات نموده و بدن مطهر آن بانوى بزرگوار در همانجا دفن گرديد. مزار ملكوتى آن حضرت (دمشق/سوریه)، اينك زيارتگاه عاشقان و ارادتمندان اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام مى باشد. نقد و بررسی شبهاتی پیرامون تاریخ پیدایش تشیع قسمت اول
حقوق بشر در دولت امام علی (ع)
یکی از مباحث مهمی که در کشور ما بعداز سقوط طالبان به صورت گسترده مطرح شد، حقوق بشر است. مباحث حقوق بشر، به شكل امروزين آن سابقه تاريخي چنداني در تاریخ جهان ندارد. حدود یک و نیم قرن قبل در غرب مباحث حقوق بشر رشد فزاینده ای در دانشگده های غرب مطرح شد. بعداز تلاشهای علمی حقوق دانان و فلاسفه
ادامه مطلب امام هادی(علیه السلام)
امام هادی علیه السلام
سبط بن جوزي در تذكرة الخواص از قول دانشمندان سيره نويس مي نويسد : متوكل چون كينه علي(ع) وفرزندانش را در دل داشت واز سويي به جايگاه علي بن محمد(ع) در مدينه وگرايش مردمان به سوي اوآگاهي داشت ، آن حضرت را از مدينه به طرف بغداد حركت داد . او يحيي بن هرثمه را فراخواند وبه وي گفت : به مدينه عزيمت كن ودر حال او تامل نما وبه سوي ما روانه نما . ادامه مطلب بررسی کلامه رافضی
رافضي عنوان رافضي را مخالفين سياسي شيعيان به آنان خطاب نمودهاند. اين عنوان ميطلبد كه از نگاه معني لغوي و اصطلاحی مورد تحقيق، كنکاش و ارزيابي قرار گيرد: رافضه مونث رافض است به «معناي گروهي از لشكريان كه فرمانده را رها كنند و بروند». به فرقههایي از شيعيان (غير از زيديه)كه صحابه را رها نموده و بدگويي آنان را جايز ميداند رافضي گويند.(فواد افرام البستاني ج1تحت كلمه رافضه 1382شمسي و فرهنگ لغتنامه دهخدا ذيل كلمه رافضي ج8) ابوالحسن اشعري: «گروهي از شيعه رافضياناند كه به خاطرانكار جانشيني ابوبكر و عمر از سوي اهل سنت به اين نام شهرت يافتهاند.»(اشعري....) عبدالقاهر بغدادي: « اما الروافض فان السبئيه منهم اظهروا بدعتهم في زمان عليكرم الله فقال بعضهم أنت الاله فاحرق عليُّ قوما منهم و نفي ابن سبا ايساباط المدائن و هذه الفرق ليست من فرقه امه الاسلام لتسميتهم عليا إلهاً ثم افترق الرافضه بعد زمان علي اربعه اصناف؛ زيديه، واماميه، وكيسانيه وغلات ...»(بغدادی،[بیتا]،29) علت نامگذاري شيعيان به رافضي بخاطر مخالفت آنان با عامه در مورد خلافت بوده. خلافت از نگاه اهل سنت اوليه امر سياسي صرف و اداره امور اجتماعي بوده، طبق ادعاي آنان حكومت يك مصلحت اجتماعي است و بر پيامبر(ص)لازم نيست در امور مصالح اجتماعي مسلمانان اظهار نظر نمايد. بنابراين شيعيان مخالفان سياسي(اپوزسيون) محسوب ميشدند. همانطور كه اشعري به آن اشاره دارد. اصطلاح رافضي در ادبيات سياسي قرون اوليه به مخالفين سياسي اطلاق ميشده: امام علي(ع)شورش مروان بن حكم را رافضي خواند « قد سقط الينا مروان بن الحكم في رافضه اهل البصره»( نصر بن مزاحم ص29) زماني كه زيد بن عليعليهماالسلامدركوفه قيام عليه حكومت غاصب اموي نمود شيعيان در مورد شيخين از وي پرسيدند، از آنها تبري نجست و امام علي(ع)را افضل صحابه دانست؛ خلافت مفضول را بر افضل پذيرفت بخاطر همين عدهاي از مردم كوفه از سپاه زيد خارج شدند وي آنان را رافضي خطاب نمود.(شريف يحيي الامين،120، 119 چ1406هـ و تاريخ طبري ج5 ص165 و العيون الحدائق ج3ص65 و كامل ابن اثير ج5ص86 ) ابراهيم بن عبدالله بن الحسن (نفس الرضيه) زماني كه در بصره قيام نمود. مردم را به امامت محمد بن عبدالله نفس زكيه برادرش فرا ميخواند، ابوجعفر منصور عباسي آنان را روافض خطاب كرد. ( نوبختي 63و62چ1404) بنابراين در قرن اول و دوم هجري مخالفين سياسي را رافضي ميگفتند، ولي در آخر قرن سوم و چهارم كه فرقههاي متعدد مذهبي در عرصه كلام و فقه در دنياي اسلام حضور داشتند حكومتهاي نامشروع حاكم بر مسلمانان سعي ميكردند براي خود تقدس مذهبي بدهند به همين دليل گاهي كه ميديدند كه عامه مرد گرايش به عقلگروي دارند معتزله را مذهب رسمي دستگاه خلافت معرفي مينمودند و زماني كه احساس ميگردند گرايش مردم طرف اهل حديث فقهاء است، دوام قدرت خود را نزدكي به فقهاء ميدانستند. مذهب رسمي دستگاه خلافت را تماما تغيير ميدادند. خلافت كه در انديشه اهل سنت يك امر خارج از دين است و امري است كه به خود مردم واگزار شده و خلافت قداست خاصي نداشت. حاكمان ظالم برآن شدند كه براي دستگاه خلافت قداست ببافند، با نزديكي به فقهاء و اهل علم. طرح قداست پيدا كردن خلافت و امر ولايت، مخالفين سياسي تبديل به مخالفين مذهبي شد. عبدالقاهر بغدادي همانطور كه در بالا اشاره شده تمام مخالفين و غلات كه خارج از اسلام است، روافض مينامد. به خاطر همين تقدس شمردن خلافت پديد آمد. در تاريخ اسلام تمام مخالفين سياسي كه از حدود عامه خارج ميشد رافضي ميناميده میشد و فقط بار منفي سياسي داشت اما از قرن پنجم به بعد معنا و مفهوم مذهبي به خود گرفت. رابطه اين اسم با شيعيان؛ آنان هميشه مخالفين سياسي بودند. حكومتها كه از نگاه شيعه غاصب خلافت بودند و غير مشروع و قانوني ميدانستند و سعي شيعيان برآن بوده كه مبارزه با غاصبان خلافت سرلوحه زندگي خود قرار بدهند حاكمان ظالم و غاصبان با نسبت دادن رافضي سعي ميكردند آنان را در انظار عمومي منفور جلوه دهند ولي انديشه شيعه هميشه در سرتاسر تاريخ اسلام ميدرخشد و بر عليه غاصبان حكومت قيام مينمودند. ابوبصير به امام باقر(ع)گفت فدايت شوم ما را امويان لقبي دادهاند كه زمامداران اموي به واسطه آن خون و مال و شكنجه ما را مباح ميشمارند امام(ع)آن چيست؟ ابوبصير گفت: رافضي(علامه محمدتقي مجلسي65/97) متاسفانه علماء و انديشمندان دنياي اسلام به واسطه تبليغات مسموم دستگاههاي خلافت از اين عنوان براي شيعيان استفاده نموده و بزرگاني چون امام المفسرين فخرالدين رازي كه معروف است در اخر عمر خود گرايش به تشيع پيدا كرد بود، هر جا ميخواهد كلام يا انديشههاي شيعيان را عنوان نمايد ميگويد قال الروافضلعنت الله عليهمو ديگر نويسندگان عامه نيزاز اين عنواني كه با مصداق سازگاري ندارد استفاده مينمايند. نتايج بحث 1) مخالف سياسي در نگاه اعراب اوليه رافضي ناميده ميشد. 2) امويان و عباسيان مخالفين سياسي خود را رافضي ميناميدند و مهمترين مخالفین امويان و عباسيان علويان بودند كه آنان را غاصب حكومت ميدانستند و مبارزه با حاكمان جور را وظيفه شرعي و قانوني خود ميدانستد. 3)حاكمان جور و غاصب براي سركوبي سياسي و توجيه ظلم و ستم خود مسئله خلافت خلفاي راشيدين را مطرح ميكردند با اين حربه اعمال نامشروع خودرا توجيه مينمودند. 4) رافضي كلمه سياسي بود كه توسط حاكمان رنگ و لعاب ديني و مذهبي پيدا كرد و تلاشهاي حاكمان نامشروع در طول چهار قرن موجب شد كه مخالفان سياسي به مخالفان مذهبي تبديل شود كه حتي علماء نيز از اين تبليغات تحت تاثير واقعه شد. همانطور كه در مصداق و مفهوم شيعه، قلم از تقرير مفهوم واحد از بين نظرات مختلف عاجز ماند، بدین دلیل مقدمات این بحث به درازا کشید. در مورد زمان پيدايش تشيع داستان گذشته دوباره تكرار ميگردد. انديشمندان و متفكرين صاحب نظر در باب هسته اولیه تشيع هم داستان نيستند و در اين باب نيز تشدد آراء و اختلاف نظاير به اندازهاي گسترده است كه تقرير و تجميع به قدر متيقن كاريست بسي مشكل بدین جهت که آرايي مطرح شده به حدي در مقابل يكديگر است متضاد و متخالفند. چون اكثر نظرات بر اساس حب و بغضهاي افراطي طرح گرديده است كه نتيجه تجلّي عاري تحقيق حقيقي به نظر هر مدقه واقعهگراست. چون سعي صاحبان نظر بر گرايش سياسي و مذهبي مولفش شكل گرفتهاست هرچند هركدام از پژوهشگران تاريخ و فرق شناس براي نظر خود شواهد تاريخي و رواي استدلال نمودهاند. مجموع سخنان متناقض كه در مورد پيدايش شيعه زده شده به طور كلي به چهار دسته تقسيم ميشود. 1) پيدايش تشيع در زمان حضور پيامبر(ص)تائيد و تاكيد برانديشههاي شيعي. 2) پيدايش شيعه به عنوان بازتاب و پيامدهاي حوادث و عملكرد سياسي، مذهبي بعداز پيامبر(ص) 3) تشيع در طول تعامل پيامدهاي فكري مسلمانان با غير مسلمانان پديدار شدو خاستگاه برون ديني دارد. 4) تشيع نتيجه دسيسهي بعضي از حكام براي حفظ نظام سياسي خاصي بود. صاحبان اين ديدگاه شيعه را يك جريان اصيل میدانند که بر اساس اعتقاد به امامت و رهبري منصوص و منصوب علي(ص)بعداز پيامبر(ص) مطرح ميكنند. شيعه دارای اصلي است كه منشاء حيات خود را به دوران زندگاني حضرت پيامبر(ص)ميداند. اين ديدگاه تلقي شيعيان از تاريخ پيدايش تشیع است و از نگاه اهل سنت نيز فيالجمله مورد پذيرش واقعه شده است، اين نظريه را ما در نتيجه طرح و بررسي مينمايم.علت نام گذاري مذهب شيعه به جعفري
علت نام گزاري مذهب شيعه به جعفري
هيچ تاكنون به اين نكته انديشيدهايد كه چرا ما شيعيان راپيروان مذهب جعفرى مىخوانند؟ در ميان امامان دوازدگانه شيعهچرا مذهب ما به ايشان انتساب يافته است؟ با توجه به اين كهامام جعفر صادق(ع) ششمين امام شيعه هستند مگر پيش از ايشانوضعيتشيعه چگونه بوده و به عبارت ديگر چرا مذهب شيعه علوى ياحسنى يا حسينى يا سجادى و يا باقرى ناميده نشده است؟ آنچه درپى مىآيد توضيحى استبر راز اين نام گذارى.
عرصه تئورىها و ديدگاههاى علمى و فرهنگى در ميان دانشمندان وفرهيختگان همواره عرصه ابقاى بهترين انديشهها بوده است. هرنظريهاى آن هنگام توانسته جايگزين نظريه پيشين شود كه محتوايىبهتر از آن را به بشريت هديه كرده باشد و الا مورد استقبال قرارنخواهد گرفت. مكتبهاى فكرى بزرگ نيز همواره بايد داراى چنينويژگى باشند تا بتوانند در دل بشر جايى باز كنند. نگاهى بهدستاورد مكتب اسلام در مقايسه با آنچه جامعه جاهلى عرب بداندلبسته بود و مبناى رفتار فردى و اجتماعى خود قرار داده بودمىتواند راز موفقيت اسلام را در برابر انديشههاى جاهلانه نشاندهد. پيامبر(ص) در دعوت خود ضمن پذيرش سنتهاى پسنديده انسانىدر ميان اعراب آنگاه كه به نفى ضد ارزشها مىپرداخت طرحهاىجايگزين نيز ارائه مىكرد تا مخاطبان او احساس خلاء نكنند.ادامه مطلب رمضان در افغانستان
كشور افغانستان در ماه مبارك رمضان، مانند ساير كشورهاي اسلامي حال و هواي ديگري دارد و مردم اين كشور، آداب و رسوم خاص خود را در اين ماه، اجرا ميكنند و نرخ مواد غذايي در اين ماه كاهش مييابد.
مردم مسلمان افغانستان پيش از رسيدن اين ماه پيشاپيش به پيشواز اين ماه ميروند و آماده رفتن به ميهماني الهي ميشوند و هر خانواده درصدد است تا آمادگيهاي لازم را به منظور يك ماه روزه داري كسب كند.
پشگامی برای بعثت
بعثت پیامبر(ص)مهمترین حادثه جهان برای هدایت و سعادت انسانها اتقاف افتاد و این حادثه هنوز در جریان است میلونها انسانها از این ابشخور هدایت سیراب میشوند و مهمترین هدایت پیامبر (ص) هدایت برای محبت و همزیستی مسالمت آمیز برای تمام انسانها است. مسلمانان باید از کج فهمی ها دست بردارند و رو به هدایت های محبت آمیز حضرت خاتم بردارند و مشاء هدایت در سرای انسانی گردد.
پوزش از دوستان
سلام خدمت دوستان عزیز از اینکه مدتی نتوانستم به روز شوم از تمام دوستان معذرت میخواهم از فردا به روزم انشاء الله
امام باقر (ع)و جامعه سازی
بسم الله الرحمن الحیم به مناسبت شهادت امام باقر (ع)
امام باقر(ع) و تربیت های اجتماعی ۱- حق محوریی در زندگی امام در تمام زندگی اش سعی مینمود. شخصیت معنوی و سیاسی امام را برای امت و جامعه اسلامی که دور از امامت افتاده بودن معرفی می کرد. در این راستا مهمترین کار امام مبارزه با آموزهای خلاف دین دستگاه خلافت اموی بود در ملاقات با حاکم اموی(هشام بن عبدالملک) او از شما می پرست چه می کنی ابوحفعر امام می فرماید من همان کاری می کنم که خداوند کریم به عهده من نهاده است . و در مورد خودشان می فرماید: من ولی الله ام . وجه الله ام و... امام در تمام زندگی شان خودشانرا حق و دستگاه خلافت را اهل معصیت می دانسته است: «ا اردت ان تعلم ان فیک خیرا فنظر الی قبلک فان کان یحف اهل طاعه الله و یبغض اهل معصیته ففیک خیر و لله یحبک و ان یبغض اهل طاعه الله و یحب اهل معصیته فلیس فیک خیر ولله یبغض و المرء مع من احب الله»(اصول کافی ج۳ ص۱۹۲. کتاب ایمان و کفر باب یحب فی الله و بغض فی الله حدیث۱۱ نشر اسلامیه شیزار هر کاه بدانی در تو خیری است. بدلت نگاه کن اگر اهل اطاعت خدارا(اهل البیت پیامبرص ) را دوست داری و اهل معصیت خدا را(دستگاه خلافت مهمترین نشانه آن) دشمن بداری. در تو خیر است و خدا هم دوست دارد و اگر اهل طاعت الهی را دشمن واهل معصیت او را دوست داری درتو خیر نیست. خدا دشمنت دارد. در این گفتار حق محوری را که اهل طاعت دانسته نشانه تامه آنان است. و ائمه نشانه کامل طاعت الله اند. ۲- امام باقر (ع) و وحدت اجتماعی امام در جامعه تاکید بر روابط حسنه دارد. ومهمترین این روابط با خانوده و نزدیگان است در این مورد می فرماید: صله الارحام تزکی الاعمال تنمی الاموال وتدفع البلوی تبسر الحساب وتنسی فی الاجل صله رحم چند اثر مهم دارد اعمال خالص می شود یعنی طاعت الهی خوبتر مورد پذیرش اهلی قرار می گیرد. تنمی الاموال: موجب زیاد شدن اموال و ثروت انسان می گردد. شرورد از انسان دفع می شود. در قیامت به حساب بهتر رسیدگی می شود یعنی خیلی از اعمال نا دیده گرفته می شود. تنسی فی الاجل: یعنی مرگ به تاخیر می انداز. عمر انسانی طولانی می شود.
در مورد طولانی بودن مسیرها حضرت میفرماید: ان یصل الرحم ان کانت علی مسیره سنه فان ذلک من الدین ( اصوال کافی ج۳ ص۲۲۱ کتاب ایما و کفر باب صله الرحم حدیث پنجم) یعنی : اگر برای صله رحم مجبور شود به خانه فامیل بروی اگر یک سال هم در مسیر باشی مشکلی نیست چون این امر از جزء دین است. اما در جامعه ما افرادی هست که ماه ها می گذر ولی از فامیل در همان شهر سکونت دارد ولی سر نمی زند!!!!!؟؟؟ اینجایی بسی تعجب است . ما شیعه هستیم ولی؟؟؟
هشتم شوال
هشتم شوال برتمامی مسلمین تسلیت باد عید سیعد فطر
سلام به رمضان که وجودش روح بخش جان و صفا دهنده روان بود. و گذشت از رمضان باید از خود گذشت و به جانان رسید. در حیاتیم و انتظار رمضان دیگر که سیقل دهنده جان است . بعثت
سال روز بعثت نبی اکرم(ص) بر همگانی که پیروی آن نبی حق هستند تبریک باد
فاطمه زهرا (س)
خطبه سیاسی امام امامها فاطمه زهرا (س)
خطبتها عليهاالسلام بعد غصب الفدك
ادامه مطلب خاتميت
ادامه مطلب شهادت پیامبرص
بسم الله الرحمن الرحیم السلام علیکم یا اهل البیت نبوت علیهم السلام شهادت پیامبر اعظم (ص) را به پیشگاه قطب علم حضرت حجت عج تسلیت می گویم!
شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام بر تمام محبین اهل البت تسلیت باد
ای ز هر کس مهربانتر یا رسول ای امام خوب حیدر یا رسول ای که غمهای مکرر دیده ای از همه زخم زبان بشنیده ای زخمها خوردی ولی کردی دعا تا که یابد قوم تو راه خدا جسم تو در خانه ات بر خاک بود دشمنت در کوچه ها بی باک بود ای فدای زخم پیشانی تو ای فدای روی نورانی تو درد دیدی بیشتر از هر ولی تا دم آخر فقط گفتی علی رفتی و زهرای تو بی یاور است سینه چاک رهبر خود حیدر است بعد تو این یاس غربت زود زود می شود در کوچه ها رویش کبود یا رسول الله در بند توایم ما غلام بیت فرزند توایم
جايگاه اخلاق در سيره پيامبر اعظم
يكى از شاخصه هاى پر اهميت در پيشرفت اسلام اخلاق نيك وكلامدلاويز و پرجاذبه پيامبر اكرم (ص) با انسانها بود، اين خلق نيكوتا بدان حدى بود كه معروف شد سه چيز در پيشرفت اسلام نقش بهسزايى داشت: 1- اخلاق پيامبر (ص) 2- شمشير و مجاهدات حضرت على (ع) 3- انفاق ثروت حضرت خديجه (س) در قرآن مجيد، به نقش اخلاق پيامبر (ص) در پيشرفت اسلام و جذبدلها تصريح شده است، آن جا كه مىخوانيم: «فبما رحمة من اللهلنت لهم و لو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهمو استغفر لهم و شاورهم فى الامر; اى رسول ما! به خاطر لطف ورحمتى كه از جانب خدا، شامل حال تو شده، با مردم مهربانگشتهاى، و اگر خشن و سنگدل بودى، مردم از دور تو
ادامه مطلب سفارش هاي مهم رسول خدا(ص)
سفارش هاي مهم رسول خدا(ص)
بيست و نهمين حديث از چهل حديث حضرت امام خميني"ره" در باب مفاسد دروغ و خيانت، خوف از پروردگار، تفاوت مردم در حفظ حضور حق، عدد نوافل، سه روز روزه در هر ماه، فضيلت نماز شب و تلاوت قرآن، فضيلت مسواك و چند بحث ديگر مي باشد.
ادامه مطلب فلسفه قيام عاشورا قسمت اول
فلسفه قيام عاشورا درانديشه انديشه ها مقدمه از زمانى كه قيام امام حسين(عليه السلام) با آن شرايط و ويژگى هاى خاص اتفاق افتاده است، سؤالاهايى در ميان نخبگان و انديشمندان و حتى مردم عادى مطرح بوده است كه، انگيزه اصلى امام(عليه السلام) از اقدام به چنين كارى چه بوده است؟ آيا دعوت كوفيان فلسفه قيام آن حضرت بوده، يا قيام امام(عليه السلام) علت دعوت كوفيان؟ آيا دستيابى به حكومت، علت اصلى و غايت نهايى اين نهضت بوده است يا ايجاد اصلاحات و تغييرهاى محدود در ساختار حكومت اسلامى هم مى توانست هدف امام(عليه السلام)را تأمين كند؟ اگر هدف اصلى قيام، اصلاح وضعيت امت و جامعه اسلامى بود، آيا حضرت نمى توانست به شيوه مسالمت آميز به هدف خويش جامه عمل بپوشاند تا مردم شاهد ريختن خون فرزندان پيامبر(صلى الله عليه وآله)و به اسارت رفتن اهل بيت(عليهم السلام) آن حضرت نباشد؟ و...
ادامه مطلب غدیر
عید مسعود غدیر بر همه شیعیان تبریک باد؟
اصلاح ساختار ادارى در حكومت علوى
سازمان ادارى هر نظام, آینه تمام نماى آن نظام است. ناهنجارى و ناسالمى هر نظامى را به خوبى مى توان در این آینه دید. اگر نظامى, مهم ترین و حساس ترین بنیاد و پى آن, كه همانا ساختار ادارى باشد, دچار لرزش و از هم گسیختگى باشد. گرفتار آفت بزرگى است و توان آن را نخواهد داشت كه هدفها و برنامه هاى خود را پیاده كند. هر سازمانى, بر چهار ركن استوار است: 1. نیروى انسانى. 2. مدیریت. 3. بودجه 4. ساختار ادارى. هریك از این ركنها و بنیادها, اگر گرفتار آفت شوند, به همان نسبت, تشكیلات از هدفهاى خود باز مى ماند و در نتیجه, به ناخرسندى همگانى مى انجامد. از این روى, اگر ارگانها و سازمانها, پاسخ گوى خواسته هایى كه براى برآوردن آنها, سامان یافته اند, نباشند, نیاز به دگرگونى دارند و سازوار با زمان و هماهنگ با نیازها, باید اصلاح شوند و دگرگونى در اركان آن رخ دهد.
ادامه مطلب مبانى فكرى، انسانى و اجتماعى در نهجالبلاغه
مبانى فكرى، انسانى و اجتماعى در نهجالبلاغه
پیشگفتار سخنان مولا على (ع) از آغاز تا به امروز منبع الهامات و سرچشمه اشاراتى براى صاحبان ذوق و معرفت و ارباب علم و دانش، در زمینههاى مختلف علم و عمل بوده و هست . عرفا، حكما، زهاد، متكلمان، فقها و حكام با ایمان و متعهد، همه و همه - خواه از پیروان تشیع و خواه از برادران و خواهران اهل تسنن - از این لایزال استمداد جسته و مىجویند . گفتگوى ما درباره مبانى فكرى، انسانى و اجتماعى نهجالبلاغه از دیدگاهى غیر از دیدگاه سنتى است، از دیدگاه سئوالات و مشكلاتى است كه دنیاى امروز و جوامع بشرى عصر حاضر مطرح كرده و مىكند . اهمیت كلام مولا بهعنوان منبع و مرجع این تحقیق از دو لحاظ است: یكى اینكه سخنان مولا، سخنان انتزاعى ناشى از قیاسات منطقى علمى كه از اندیشه و تفكر در گوشه عزلتبا پشت میز تحریر باشد - بهگونهاى كه شیوه فیلسوفان و یا عبادت متفكران بوده و هست - نیست، بلكه سخنان آن بزرگوار از متن زندگى برخاسته و نتیجه یك برخورد زنده و مشخص با انسانها - آن هم در دورهاى پر از تلاطم و بحران - است; یعنى در دوره آزمایش انسانهایى كه تحت تربیت قرآن و سنت، خود ساخته بودند و یا در طریق خودسازى قدم مىزدند، و یا لااقل خود را اینگونه وانمود مىكردند و در عین حال در برابر حق و باطل، در جستجوى راه نجات از حیرت و سرگردانى بودند . ادامه مطلب جانشینى پیامبر صلىاللهعلیهوآله انتقال كاریزما
جانشینى پیامبر صلىاللهعلیهوآله انتقال كاریزما
پس از وفات پیامبر صلىاللهعلیهوآله ، جانشینى ایشان مهمترین مسألهى مطرح در جامعهى اسلامى بود. علاوه بر امام على علیهالسلام ـ به عنوان چهرهى شاخص اهل بیت علیهمالسلام ـ گروهها و جریانات فكرى دیگرى مدعى دستیابى به خلافت بودند. آنان به منظور تحتالشعاع قرار دادن على علیهالسلام در افكار عمومى، و شكستن انحصار جاذبهى كاریزمایى او، به معرفى و تقویت نهاد كاریزمایى صحابه براى رقابت با اهلبیت علیهمالسلام ، در مرجعیت فكرى جامعه پرداختند. در بُعد فرهنگى از ابزارهایى چون سیاست منع حدیث، طرح عدالت و صحت اجتهاد صحابه، جعل حدیث و... بهره گرفتند؛ این جریان طى قرنهاى بعدى استمرار یافته، سازماندهى و تقویت شد. در این مقاله این تلاشها در قالب نظریهى روزمرگى كاریزماى ماكس وبر، مورد بررسى قرار مىگیرد. واژههاى كلیدى: خلافت، جانشینى پیامبر صلىاللهعلیهوآله ، كاریزما، اهلبیت علیهمالسلام ، صحابه. ادامه مطلب |
|
|